رئيس پژوهشكده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي : جريان رسانه اي غرب گرا در كشور با قدرت ترجمه اهداف خود را دنبال مي كند

  • به گزارش روابط عمومي اداره كل پژوهش هاي اسلامي صداوسيما، دكتر فرشاد مهدي پور، رئيس پژوهشكده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در نشست جريان شناسي رسانه هاي ايران پس از انقلاب اسلامي كه با حضور جمعي از پژوهشگران دين و رسانه در تالار انديشه اداره كل پژوهش هاي اسلامي صداوسيما برگزار شد گفت: اگر بخواهيم براي جريان شناسي ريشه‌اي شناسايي كنيم، ادبيات مشابهي در دنيا ندارد. شايد به اقتضاي نيازي كه ما در ايران احساس مي‌كرديم، به مرور به سمت شناخت يك پديده حركت كرديم. در واقع جريان‌شناسي، يكي از روش‌هاي بومي براي شناخت محيط تلقي مي‌شود.
     وي چهار مفهوم گفتمان، نحله، پارادايم و مكتب را پيرامون مفهوم جريان شناسي قابل بررسي دانست و بيان داشت: در گفتمان، ما تقريبا در مورد ايده‌ها و مضامين
    به‌رسميت‌شناخته‌شده و آن چيزهايي كه با يك روش ساختارمند مي‌توانيم آنها را بشناسيم، حرف مي‌زنيم. در گفتمان، نوعا به اين توجه مي‌شود كه گفتمان چطور هژمون مي‌شود و غلبه پيدا مي‌كند و برتري پيدا مي‌كند.
    وي با اشاره به مفهوم نحله افزود: برا شناخت نحله ها در ملل ايده بنيادين و كانوني، ايده شناسايي مذاهب و دين است. يعني مي‌گويد من مي‌خواهم مناسك و شريعت‌ها را بشناسم.
    مهدي پور پارادايم را در فارسي به الگوواره ترجمه كرد و ابراز داشت: پارادايم محيط پيرامونش را شكل مي‌دهد. اشكال بنيادين پارادايم‌ها اين است كه همديگر را قبول ندارند. به اين معنا كه اگر پارادايم اثبات‌گرا را در نظر بگيريد، پارادايم تفسيري را نفي مي‌كند و پارادايم تفسيري، پارادايم مدرن را نفي مي‌كند يا پارادايم انتقادي را نفي مي‌كند. پاردايم‌ها اشكال ديگري نيز دارند، اجازه نقد‌كردن به همديگر را نمي‌دهند، يعني مي‌گويند اگر اين مفهوم درون پارادايم (الف) تعريف‌شده، مفهوم پارادايم (ب) توانايي نقد‌كردن پاردايم (الف) را ندارد.
    وي گفت: مكتب در ايران به عنوان مكتبخانه و روش آموزشي خاصي مورد نظر بوده است. وقتي اين واژه وارد فارسي مي‌شود، در ابتدا مكاتب فكري را نشان مي‌دهند، شايد حدود سي سال طول مي‌كشد تا ترجمه فارسي آن به وجود بيايد و اين نشان مي‌دهد كه جامعه در حال فكر‌كردن است كه چطور اين واژه را بپذيرد.
    وي جريان را خروج و پيشرفت و حركت و صدور و طلوع دانست و اظهار كرد: جريان يعني حركتي را به ما نشان مي‌دهد، اين حركت به احتمال خيلي زياد جغرافيامند نيست، محدود به يك حوزه فكري خاص يا دين و مذهب نيست، قابل نقد است، عناصرش با يكديگر داراي تعارض هستند. جريان، آن چيزي است كه در حوزه عمومي داراي پذيرش مي‌شود و ما مي‌توانيم در آن يك شارح و مولد و موضع را شناسايي كنيم.
    مهدي پور گفت: عنصر متشكل‌كننده جريانات، ريشه‌هاي تاريخي است. يعني مي‌توانيد در آن‌ها شناسايي كنيد كه عناصر دخيل يك جريان، با هم ريشه‌هاي تاريخي مشترك دارند. پس جريان‌شناسي، فرايند شناخت مولفه‌هاي اصلي جريان يا جريانات مورد نظر است.
    وي جريانات رسانه اي در ايران پس از انقلاب را به زمان جنگ تا 1370 و اوايل دهه هفتاد تا سال1376 و پس از آن تقسيم كرد و بيان داشت: در اواخر دهه هفتاد ما از تعبير رسانه به مثابه توپخانه در مورد دوم خرداد ياد مي‌كنيم. يعني توپخانه‌ها در زمان دوم خرداد به يك عنصر اصلي بازي سياست تبديل شدند.
    رئيس پژوهشكده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي گفت: پس از سال 1376 مفاهيم تازه‌اي در كشور زاده شد. شعار دولت وقت توسعه سياسي بود. توسعه سياسي، توسعه فرهنگي، توسعه قضايي و اساسا اقسام ديگري از توسعه در ايران مورد توجه قرار گرفت. رفته‌رفته مسائل از حوزه سياست و اقتصاد به مسائل حوزه فرهنگ شيفت پيدا كرد و اين امر در رسانه ها تبلور داشت. اگر در دهه 70 مساله را دو بعدي مي‌ديديم يعني اقتصاد و سياست، در دهه 80 جريان‌ها و جامعه را بايد سه بعدي تحليل مي‌كرديم چرا كه فرهنگ نيز وارد عرصه رقابت رسانه اي شد.
    مهدي پور اصلي‌ترين نزاع فكري فرهنگي در سده اخير را در ايران ميان سنت در برابر تجدد ارزيابي كرد و با معرفي چهار جريان اصلي رسانه اي «سنت گرا و تجددستيز»، «غرب‌گرا»، «التقاطي»، «تحول گرا يا عقلانيت اسلامي» بيان داشت: جريان تجددستيز معتقد به تداوم سنت در تجدد هستند؛ اصلي‌ترين ركن اين جريان اين است كه مفاهيم تجدد در تعارض با سنت قرار دارد، پس ما سنت را حفظ مي‌كنيم و تجدد را حذف مي‌كنيم. همچنين جريان غرب‌گرا جرياني است كه به تداوم تجدد در سنت فكر مي‌كند و از نوك پا تا فرق سر فرنگي‌شدن را تداعي مي‌كند. اين جريان، نسبتا پرقدرت است و ما نوعا آن‌ها را غرب‌گرا مي ناميم كه نفي سنت و اصرار بر تجدد را مي‌پسندد.
    وي با تبيين جريان التقاطي و تحول گرا گفت: جريان التقاطي به‌دنبال همسازي سنت و تجدد و روشنفكري ديني است و طرفداران اسلام سكولار هستند. شايد بني صدر را بتوانيم نماد اين جريان بدانيم. جريان تحول‌گرا و عقلانيت اسلامي ريشه‌هايي دارد كه به دهه 1340 برمي‌گردد. بعضي از عناصري كه امروزه مرجع تقليد و چهره شناخته شده هستند، اقدام به انتشار مجله مكتب اسلام كردند. مثلا علامه طباطبايي مقالاتي در آن مجله منتشر مي‌كرده است؛ علامه محمدتقي جعفري و شهيد مطهري مقالاتي منتشر مي‌كردند.
    مهدي پورگفت: جريان غرب‌گرا را پرقدرت‌ترين جريان در ايران برشمرد و ابراز داشت: اين جريان عقبه 400 ساله دارد و به دليل ريشه تاريخي محكم فعاليت رسانه‌اي زيادي دارند. اصلا نياز به توليد ندارند، فقط با ترجمه كار خود را پيش مي‌برند. همان‌طور كه در مجلات اين گروه تعداد بالاي ترجمه‌ها را مي‌بينيد. چون كافي است كه مطلب از فرنگ ترجمه شود. كار ما براي توليد سخت است و بايد چرخ را از اساس اختراع كنيم.



    اخبار