كتاب بررسي نقش رسانه ملي در پيشگيري از بروز و مقابله با ترويج شايعه در جامعه منتشر گرديد
  •  كتاب بررسي نقش رسانه ملي در پيشگيري از بروز و مقابله با ترويج شايعه در جامعه به نويسندگي حسين رئيسي واناني از سوي اداره كل پژوهش هاي اسلامي رسانه منتشر شد.

     اين كتاب در چهار فصل با موضوع كليات تحقيق، ريشه هاي شكل گيري شايعه، پيامدهاي رواج شايعه و راهكارهاي رسانه اي مقابله با شايعه تدوين شده است.

     در بخشي از اين كتاب آمده است: هنگامي كه اخبار موثق و شفاف در جامعه نباشد شايعات رشد و گسترش مي يابند، مشكل اجتماعي شايعه از آنجا سرچشمه مي گيرد كه شنونده، شايعه را به منزله نوعي ارزش گذاري از ديدگاه گوينده به شمار نمي آورد، بلكه آن را واقعيتي خبري فرض مي كند. در جريان تبادل نظر مكرر، افرادي مي كوشند پاسخ معما را با كنار يكديگر قرار دادن قطعه هايي از اطلاعات كشف كنند كه از اينجا و آنجا گردآوري كرده اند. براي اينكه بتوانيم با شايعات برخورد درستي داشته باشيم بايد از ابزار رسانه كه يكي از اثرگذارترين اهرمهاي موثر بر افكار عمومي است به گونه شايسته اي استفاده كرد. اقناع و متقاعد كردن مخاطبان با عنوان دو راهكار براي برخورد با شايعه مطرح است كه بايد صاحبان رسانه ملي در مواجه با شايعات به آن توجه جدي كنند.

     در فصل اول به ضرورت و اهميت تحقيق، اهداف اصلي و فرعي، تعريف مفاهيم، روش تحقيق، تاريخچه شايعه، پيشينه تحقيقات علمي درباره شايعه، فرايند شكل گيري شايعه از ديدگاه روانشناسي و روانشناسي اجتماعي، افكار عمومي و شكل گيري شايعه، انگيزه ها در پخش و رواج شايعه چون انگيزه هاي جلب توجه اجتماعي، خصومت، تهديدگرانه و فريب و انحراف افكار و نيز جايگاه رسانه ملي در پيشگيري از شايعات پرداخته شده است.

    نويسنده اين اثر در بخشي از اين فصل آورده است خداوند در قرآن از شايعه پراكنان به مرجفين تعبير كرده است و در سوره احزاب، شايعه سازان را با منافقان كه در قلب هايشان مرض و ناپاكي است، برابر دانسته است.

    در اين فصل آمده است كه از نظر كاپفرر، شايعه خود نوعي رسانه است كه اطلاعات را دهان به دهان منتقل مي سازد و از اين ديدگاه به روشني مي توان دريافت، تعريفي كه كاپفرر در مورد شايعات ارائه مي دهد متفاوت از تعريف آلپورت و پستمن است. به تعبير كاپفرر، آنچه شايعه را از ديگر اخبار جدا مي سازد، صحت و سقم آن نيست، بلكه ماهيت منبع آن است كه غيررسمي است.

     نويسنده در بخش ديگري از اين فصل خاطر نشان كرده است: گروهي از روانشناسان بر اين باورند كه شايعه پردازي نوعي بيماري است و معمولا شايعه پردازان افراد يا گروه هاي سرخورده اجتماعي، سياسي و فرهنگي هستند كه براي تخليه رواني خود، اين كار را انجام مي دهند.

     در اين نوشتار مورن تاكيد مي كند: براي پيشگيري از سرايت ميكروب شايعه به بدنه جامعه، بايد اقدامات ويژه اي انجام داد؛ زيرا شايعه همانند ميكروب قدرتمندي است كه غفلت از آن موجب ابتلاي جامعه به بيماري مهلك مي شود.

     نويسنده در فصل ديگري از اين كتاب شايعه را داراي ابعاد جامعه شناختي و روان شناختي دانسته و آورده است: شايعه همانند هر بحث ديگر مرتبط با انسان، پديده اجتماعي است و مشكل اجتماعي ناشي از شايعه از انجا سرچشمه مي گيرد كه شنونده آن را نوعي ارزش گذاري از ديدگاه گوينده به شمار نمي رود، بلكه آن را واقعيتي خبري فرض مي كند.

     در ادامه اين مطلب آمده است: با بررسي ايات 11 تا 20 سوره نور اين مطالب حاصل مي شود كه شايعه افكني حرام است و همچنين دوست داشتن اشاعه فحشا و حمايت از آن نيز حرام است و اسلام، اهل آن را كيفر مي دهد، و اينكه هميشه دشمنان شايعه پراكني نمي كنند و شايعه غالبا  درباره برجستگان جامعه است و در ايه 19 سوره نور امده است كه كشاني كه دوست دارند زشتي ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناكي براي انها در دنيا و اخرت است و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.

    وي در ادامه به آثار و نتايج مثبت و منفي شايعات و پيامدهاي آن اشاره كرده و آورده است: گسترش رذايل اخلاقي چون دروغ، گسترش بي اعتمادي، از بين رفتن آبروي افراد، گسترش بدبيني به حكومت و گسترش ياس و نااميدي از جمله پيامدهاي منفي شيعه در جامعه است كه آثار منفي بر جامعه، فرهنگ، سياست، امنيت ملي و اقتصاد دارد.

      دربخش ديگري از اين نوشتار به شايعه پراكني از ديدكاه قانون و اسلام پرداخته شده است كه بر اساس قوانين جزايي جمهوري اسلامي ايران، توليد، پردازش و انتقال شايعه به خودي خود، عملي مجرمانه به شمار نمي آيد هرچند از نظر شرعي شايعه امري ناپسند است و تا زماني كه به قصد اضرار به غير يا كتمان حقيقت در جايي كه موضوع جنبه قضايي دارد، انجام نشود، مجازاتي به دنبال نخواهد داشت