به دنبال بازنمايي چهره واقعي نفاق بودم
  • در نشست بررسي بازنمايي چهره گروهك منافقين در سريال‌هاي سيما عنوان شد
    كارگردان سريال نفس: به دنبال بازنمايي چهره واقعي نفاق بودم
    نشست «بررسي بازنمايي چهره گروهك منافقين در سريال‌هاي سيما» با حضور دكتر محمدصادق كوشكي، عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، جليل سامان نويسنده و كارگردان سريال‌هاي تلويريوني نفس، پروانه و ارمغان تاريكي و مهدي روشن روان مدير فيلم و سريال شبكه سه سيما در اداره كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه برگزار شد.
    سيد محمدرضا خوشرو دبير علمي اين نشست در ابتداي آن خاطرنشان كرد: بحث انقلاب اسلامي به دليل ويژگي‌هاي خاص خود بعنوان بزرگ‌ترين رويداد قرن بيستم مطرح است و تلاش‌هاي زيادي از سوي معاندين اين انقلاب براي از بين بردنش شده است .
    وي با بيان اين كه چگونه بايد گروهك تروريستي منافقين را در تلويزيون بازنمايي كرد و چگونه مي‌شود كاركرد آموزش و آگاهي را با كاركرد سرگرمي و تفريح در سريال‌هاي سيما تلفيق كرد به اين نكته پرداخت كه ذائقه مخاطب امروز به گونه‌اي است كه سعي شده آموزش و اطلاع رساني را هم به صورت سرگرمي و تفريحي به او منتقل كنند. خوشرو در ادامه نيز گفت: اين كه يك حادثه تاريخي بخواهد در قالب هنر به جامعه منتقل شود چالش بزرگي است كه آقاي سامان فرم ملودرام عاشقانه را براي تبيين گروهك تروريستي منافقين استفاده كرده‌اند كه مورد استقبال طيف وسيعي از مخاطبين سيما قرار گرفته است.
    در ادامه دكتر محمد صادق كوشكي با طرح اين سؤال كه چه لزومي دارد به مجموعه‌اي مانند سازمان مجاهدين خلق در تلويزيون پرداخته شود، گفت: تقريباً در برنامه‌هاي صدا و سيما خيلي كم به اين سازمان پرداخته شده است و به طور جدي سه گانه هاي آقاي سامان و سينمايي سيانور از آقاي شعيبي است و اين براي پديده‌اي كه از سال 46 كليد مي‌خورد و تأسيس مي‌شود و تا امروز هم ادامه دارد و در انقلاب اسلامي ايران هم تأثير داشته است كم به نظر مي‌رسد.
    وي با بيان اين كه در دهه هفتاد سياست اين بود كه اسم اين سازمان در رسانه‌ها برده نشود، گفت: سؤال اين است كه امروز چه ضرورتي دارد كه به سازماني پرداخته شود كه در ذهن خيلي از مردم تمام شده است.
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران افزود: به دو دليل مي‌توانيم آثاري در اين رابطه بسازيم اول آشنايي مردم با تاريخ و گذشته خود و دوم عبرت است.
    مردم حق دارند با تاريخ و گذشته خود آشنا شوند
    وي با بيان اين كه اولين ضرورت اين است كه مردم حق دارند با تاريخ و هويت و گذشته خود آشنا شوند، گفت: تا مردم گذشته خود را نشناسند امروز و آينده خود را نمي‌توانند بسازند؛ يكي از رسالت‌هاي تلويزيون و سينما ساختن هويت است و گاهي اين تاريخ و هويت تخيلي ساخته مي‌شود مانند سينماي هاليوود كه با تخيل براي مردم خود هويت مي‌سازد، گاهي هم تاريخ واقعي است ولي آن را پررنگ مي‌كنند مانند همان هاليوود كه با تكيه بر جنگ داخلي شمال و جنوب صدها كار هنري ساخته است زيرا كشوري كه مي‌خواهد قدرت اول جهان باشد مي‌داند كه مردمش بايد عقبه داشته باشند و اين عقبه را با تكيه بر سينما براي مردم ايجاد مي‌كند زيرا ملتي كه بخواهد بالا برود، بدون عقبه نمي‌تواند رشد داشته باشد.
    وي با بيان اين كه ما ملتي هستيم كه مي‌خواهيم رشد داشته باشيم و بايد گذشته و هويت خود را بشناسيم، اظهار داشت: تاريخ زنده است به اين معنا كه اگر ديروز رودخانه‌اي در سرچشمه‌هايش گل آلود شده باشد امروز در اينجا اين رودخانه گل آلود مي‌شود و فردا هم در مسير خود كه به دريا مي‌ريزد گل آلود خواهد شد؛ بنابراين ملتي كه از گذشته خود خبر نداشته باشد نه مي‌تواند امروز خود را بشناسد و نه مي‌تواند آينده خود را بسازد.
    نظام وظيفه دارد كه مردم را از گذشته‌شان با خبر كند
    استاد دانشگاه تهران با تأكيد بر اين كه مردم حق دارند از گذشته خود با خبر باشند و نظام وظيفه دارد كه مردم را از گذشته‌شان باخبر كند، خاطرنشان كرد: قرآن هم عبرت گرفتن از گذشته را كار صاحبان انديشه دانسته است و دستور به سير در زمين براي عبرت گرفتن از گذشته داده است؛ و يكي از تصويري‌ترين و سينمايي‌ترين آيات قرآن اين است زيرا يكي از راه‌هاي ديدن گذشته در امروز سينما و تلويزيون است.
    از وظايف انساني رسانه نشان دادن خوبي‌ها و بدي‌ها به مردم است
    وي با بيان اين كه غير از اطلاع از تاريخ جامعه نيازهاي ديگري هم دارد، گفت:  جامعه بايد خوبي و بدي را ببيند و معروف و منكر را ببيند و دروغ و مجاز را ببيند و اين‌ها را ما مي‌توانيم هم در تخيل نشان دهيم و هم در بستر و زمينه واقعي نشان دهيم؛ از وظايف انساني رسانه است كه خوبي و بدي و حق و باطل را به مردم نشان دهد و اگر اين‌ها را واقع نمايي كنند تأثير پذيري بيشتري دارد.
    كوشكي افزود: اين كه چرا ما بايد در رابطه با سازمان مجاهدين خلق كار بسازيم به خاطر اين است كه اين سازمان و حوادث آن به قدري ظرفيت‌هاي انساني و ضد انساني با هم در آن است كه اگر بخواهيم يك آموزش اخلاق براي مردم بگذاريم يكي از بهترين ظرف‌ها براي اين كار است.
    اين حق مردم است كه در سينما آثار هنري ببينند
     وي با بيان اين كه اين حق مردم است كه در سيما آثار هنري و درام ببينند، گفت: ما بايد تمام حقايق را در قالب هنر به مردم ارائه كنيم و به همين خاطر ما بايد سريال و فيلم و تله فيلم براي داستان‌هاي تاريخي بسازيم و سازمان مجاهدين خلق و حواشي آن مي‌تواند در خلق آثار دراماتيك بي نظير باشد.
    كوشكي اظهار داشت: در بستر سازمان چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب بسترهاي زيادي براي گره‌هاي دراماتيك وجود دارد و علتش هم اين است كه در سازمان مجاهدين خلق ماجراي پيچيده‌اي است و مناسبات انساني پيچيده‌اي دارد و چه در بعد منفي و چه در بعد مثبت ظرفيت نمايش دارد.
    وي ابراز داشت: اگر كسي دوست نداشته باشد تاريخ روايت كند و دغدغه تاريخ نداشت هم، سازمان چنين كششي را دارد كه درام‌هاي ناب به هنرمند بدهد؛ ولي اگر كسي به هر دليلي به سازمان منافقين پرداخت بايد واقع نمايي كند و توالي تاريخي را رعايت كند و اگر مي‌خواهيم در رابطه با سازمان فيلم بسازيم هر چقدر كه اتفاقات تاريخي دقيق‌تر ساخته شود باور پذيري كار بالاتر مي‌رود.
    سريال‌هاي تاريخي بايد دقيق و مطابق با واقع باشد
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران اظهار داشت: چون سريال‌هاي تاريخي جاي دانش تاريخي را براي مخاطب مي‌گيرد بايد دقيق و مطابق با واقع باشد و در رابطه با سازمان مجاهيدن خلق بايد جزئيات تاريخي خود سازمان هم رعايت شود و از اين جهت در فيلم نفس ايراداتي است زيرا در سازمان وقتي كسي وارد كار مسلحانه مي‌شد بايد هيچ رابطه خانوادگي نمي‌داشت كه در سريال نفس رعايت نشده است.
    وي با بيان اين كه ما انتظار نداريم كه در كار هنري بايد اطلاعات ريز تاريخي داده شود، گفت: در قرآن هم كه تاريخ را براي عبرت گرفتن اهميت مي‌دهد اطلاعات ريز تاريخي نداده است ولي در جايي كه لازم است و اين اطلاعات ريز به فهم درست موضوع كمك مي‌كند آن را بيان مي‌كند و در كارهاي سينمايي هم بايد اين موضوع رعايت شود.
    كوشكي اظهار داشت: منظور من از داشتنتم تاريخي اين نيست كه چند نفر كه چند كتاب تاريخ خوانده باشند را جمع كنيم، بلكه كساني مانند رسول جعفريان كه 25 سال با تاريخ زندگي كرده است بايد در تيم تاريخي كارهاي سينمايي باشند و يا شخصي مانند دكتر رجبي دواني كه 30 سال با تاريخ اسلام زندگي كرده است نه كسي كه تاريخ خوانده و از تاريخ فيش برداري كرده است.
    ما به ساخت مختارنامه تاريخ معاصر نياز داريم
    وي با بيان اين كه ما كارگردان‌هايي كه روي يك مسير حركت مي‌كنند و يك نوع ژانر نمايشي و بستر براي فيلم سازي را انتخاب كند كم داريم، گفت: فقط ما يك كارگردان داشتيم كه نتيجه كارش را در مختارنامه ديديم و اين كه آقاي سامان روي يك مسير حركت مي‌كنند و بستر سازمان مجاهدين خلق را انتخاب كرده‌اند بسيار خوب است و اميدوارم يك روز مختارنامه تاريخ معاصرمان هم در بستر گروهك منافقين ساخته شود.
    در ادامه جليل سامان با بيان اين كه من موافق اين هستم كه شناخت تاريخ و گذشته و هويت به رشد و تعالي جامعه كمك مي‌كند، گفت: رسانه هويت ساز است در نتيجه مخاطب ما در رسانه مردمي هستند كه هويتشان شكل مي‌گيرد و از اين نظر رسانه خيلي مهم است.
    وي اظهار داشت: در مورد اين كه در سازمان كسي كه وارد كار مسلحانه مي‌شد بايد از خانواده جدا مي‌شد درست است ولي كاراكتر روزبه زماني كه با ناهيد زندگي مي‌كرد هنوز وارد كار مسلحانه نشده بود و فقط به جمع آوري اسلحه مي‌پرداخت و كار مسلحانه را ما در انتهاي سريال ديديم.
    من در سريال‌هاي خود قصد تاريخ گويي نداشتم
    سامان خاطرنشان كرد: من در مورد فيلم‌هايي كه ساخته‌ام قصد تاريخ گويي نداشتم ولي در بيان تاريخ در كارهاي خود دقت داشته‌ام و مدعي هستم و از تاريخ كارهاي خود دفاع مي‌كنم و يك تيم تاريخ دان داشته‌ام كه به دقت كار تاريخي انجام داده‌اند.
    سامان با بيان اين كه من كدهاي منفي زيادي در كاراكتر روزبه گذاشتم كه به مخاطب شخصيت دروني روزبه را نشان دهم، گفت: من مي‌خواستم در سريال نفس بگويم كه عشق كور است و مخاطب ما هم مردم بودند كه مانند ناهيد عاشق شدند و همراه شدند ومانند ناهيد سرشان به سنگ خورد.
    در سريال نفس به دنبال بازنمايي چهره واقعي نفاق بودم
    وي با بيان اين كه هدف من نمايش نفاق به معناي واقعي بود، گفت: نفاق به گونه‌اي است كه مردم نمي‌دانند كه حق چيست و باطل چيست و چون نمي‌دانند از باطل پيروي مي‌كنند مانند جريان فتنه 88 كه مردم نمي‌دانستند و آن اتفاقات افتاد و خيلي از افراد در فتنه 88 پتانسيل هدايت داشتند ما نتوانستيم آنها را هدايت كنيم.
    وي خاطرنشان كرد: اين كه در آخر فيلم روزبه زنش را نكشت برخي مي گويند تو اين آدم را آدم خوبي نشان دادي كه معرفت داشت و زنش را نكشت ولي او هم يك آدم بود كه زنش را نكشت؛ ممكن است مخاطب روزبه را دوست داشته باشد ولي سازماني كه اين بلا را بر سر روزبه آورد هرگز دوست نخواهد داشت.
    سامان اظهار داشت: من شخصيت سازماني روزبه را مخفي نگه داشتم كه ناهيد بگويد اين چه شخصيت خوبي است كه آرمان دارد و به فكر مردم محروم است و دنبال آزادي مردم است همانطور كه امروز هم خيلي از افراد حتي در سطح حكومتي با اين شعارهاي ظاهر فريب كار خود را پيش مي‌برند و من منتقد هستم زيرا اين نفاق است.
    وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا درام عاشقانه براي بازنمايي يك سازمان سياسي فرم مناسبي است، اظهار داشت: آدم‌ها يا زن هستند و يا مرد هستند و بهترين راهي كه هر دو تا را به پاي تلويزيون بنشاني اين است كه به دلدادگي اين دو بپردازيم و ما از اين فرم براي جذب مخاطب مي‌توانيم استفاده كنيم.
    تم عاشقانه سريال نفس براي جذب مخاطب بود
    در ادامه مهدي روشن روان با بيان اين كه ما كار نمايشي و درام توليد مي‌كنيم، گفت: اين حوزه به لحاظ منظري كه نگاه مي‌كنيم با نگاه پژوهشي و مستند سازي تفاوت دارد زيرا در كار نمايشي هدف ما دادن اطلاعات نيست بلكه تأثير گذاري حسي و عاطفي به مخاطب است و هر كدام بستر خاص خود را دارد.
    مدير فيلم و سريال شبكه سه سيما افزود: در رسانه‌اي مانند تلويزيون كه مخاطب‌هاي زيادي دارد نمي‌توان حجم وسيعي از اطلاعات را به مخاطب بدهيم؛ زيرا بيشتر از اين كه سياست مسأله ما باشد مسأله ما انسان است و دغدغه آقاي سامان نسل جديد است.
    وي با بيان اين كه سريال نفس نمونه‌اي موفق از نمايش نفاق بود، خاطرنشان كرد: مخاطبان در پيام‌هايي كه مي‌گذاشتند عاشق كاراكتر روزبه شده بودند ولي در پايان نشان داد كه او چگونه باطني داشت و حتي به بچه خود هم رحم نمي‌كند و اين نشان مي‌دهد كه برخي با شعارهاي قشنگ مي‌توانند انسان را گول بزنند ولي در عمل متفاوت باشند.
    دكتر كوشكي در ادامه با اشاره به شخصيت روحاني كه سريال پروانه و نفس حضور دارد و حرف‌هاي امام خميني(ره) را مي زند، اظهار داشت: امام از سال 1344 زير فشار براي مجوز كار مسلحانه قرار دارد و اعضاي مؤتلفه اسلامي براي اعدام انقلابي علي منصور از امام فتوا مي‌خواهند كه امام فتوا نمي‌دهند و آنها از آيت الله ميلاني فتوا مي‌گيرند.
    امام خميني(ره) رسالت خود را در مبارزه با رژيم پهلوي در آگاه سازي مردم مي‌دانست
    وي افزود: سال 1350 امام خميني(ره) تحت فشار قرار مي‌گيرد ولي امام مي‌گويد كار مسلحانه كار ما نيست بلكه كار ما آگاهي مردم است و حتي كار عاطفي با مردم هم كار ما نيست و فقط آگاهي دادن مردم بايد انجام بشود تا مردم حقايق را ببينند.
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران با بيان اين كه روزبه مي‌تواند نماد مسعود رجوي و موسي خياباني باشد ولي تا حدودي قابل ترحم هم هست، اظهار داشت: اين كه مخاطب دلش براي منافق بسوزد همان چيزي است كه حضرت امام هم مي‌خواست زيرا دين مي‌گويد كاش روزبه و يا هر منافق ديگر هم توبه كند و برگردد شهيد لاجوردي كه درخواست اعدام منافقين را مي‌دهد و محمدي گيلاني كه حكم اعدام را امضا مي‌كند با گريه اين كار را مي‌كنند و اصلاً خوشايندشان نيست كه چند جوان را اعدام كنند.
    روشن روان با بيان اين كه در طول تاريخ ادبيات نمايشي دوتم پر مخاطب در سينما تم عشق و مرگ است، گفت: اگر ما مباحث سياسي را زياد كنيم خطر ريزش مخاطب وجود دارد و ما بايد اثر تلويزيوني را به گونه‌اي بسازيم كه بيشترين مخاطب را جذب كنيم و تم عاشقانه مي‌تواند اين خاصيت را داشته باشد.
    مدير فيلم و سريال شبكه سه با اشاره به نحوه جذب در فرقه‌هاي مختلف اظهار داشت: فرقه‌ها با استدلال و عقل، افراد را جذب نمي‌كنند بلكه در نقاط مرزي همين سلفي‌ها را كه نگاه مي‌كنيم آنها نگاه مي‌كنند كه چه كسي مشكل مالي دارد به او كمك مي‌كنند و اين است كه درام عشقي براي نشان دادن كيفيت جذب منافقان مناسب‌تر است.
    رسانه‌هاي معاند اعدام‌هاي 67 را به هولوكاستي براي منافقين تبديل كرده‌اند
    دكتر محمد حسين ظريفيان مديركل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه نيز اظهار داشت: در دو سه سال اخير عده‌اي معاند نظام در جريان اعدام‌هاي سال 67 كار جدي كردند و عدد و رقم‌هاي اعدام شدگان هر سال به صورت تصاعدي بالا مي‌رود.
    وي رسانه خاطرنشان كرد: رسانه‌هاي معاند نظام افرادي را به شكل ناشيانه مي‌آورند و در نوع محاكمه‌ها خدشه مي‌كنند؛  شبكه‌هاي خارجي مستندهاي متعددي را كار مي‌كنند و فصل تابستان كه مي‌رسد اوج اين مستندها مي‌شود و اين اعدام‌ها را تبديل به هولوكاستي براي منافقان كرده‌اند كه افسانه‌اي بيش نيست.
    وي با بيان اين كه در چند سال اخير حركت‌هاي خوبي انجام شده است و اميدوار كننده است، گفت: به نظر مي‌رسد پرداختن به اعدام‌هاي سال 67 و واكاوي آن و روشنگري آن بسيار اهميت دارد.
    مديركل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه افزود: ما با جرياني روبرو بوديم كه از چارچوب گروه‌هاي سياسي خارج است و هيچ پيوندي با نظام ندارد و الان هم در پيوند با آل سعود و اسرائيل و آمريكا است و مراوده مي‌كند.
    بايد رسانه در دست صاحبان علم و حكمت باشد نه صاحبان قدرت و ثروت
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران افزود: چون قدرت به رسانه تحكم مي‌كند نمي‌فهمد و اگر علم بر رسانه تحكم مي‌كرد ما بايد در مورد سازمان مجاهدين خلق آنقدر اطلاعات به مردم مي‌داديم كه در مورد اعدام‌هاي سال 67 كسي شبهه اعدام نمي‌داشت.
    وي خاطر نشان كرد: بر اساس تحقيقاتي كه انجام شده است از سال 1380 تا سال 1386 اعدام‌هاي سال 67 جزو چهار شبه رايج در كل دانشگاه‌هاي ايران بوده است در حالي كه در آن سال‌ها به هيچ وجه اين شبهه در ميان مردم جامعه مطرح نبود و اين كه اين شبهه امسال مطرح شد هوشمندانه بود زيرا نسلي كه آن زمان دانشجو بود و امروز طبقه متوسط را تشكيل مي‌داد شبهه‌اي را مي‌شنيد كه در آن سال‌ها در ذهنش تثبيت كرده بودند و اين طور نبود كه تيري در تاريكي بيندازند.
    دكتر كوشكي تصريح كرد: همان كساني كه در سال‌هاي 80 تا 86 اين شبهه را در ميان دانشجويان مطرح مي‌كردند امسال هم آن را در بحث انتخابات مطرح كردند و اگر تلويزيون در دست اهل علم و حكمت باشد حقايق را مي‌گويد و مردم هدايت مي‌شوند.
    در پايان اين نشست دكتر محمدحسين ظريفيان مديركل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه ضمن جمع‌بندي مباحث و تشكر از كارشناسان و ميهمانان، به ضرورت مساله شناسي دقيق‌تر رسانه در مواجهه با رويدادهاي اجتماعي اشاره كرد و اظهار اميدواري كرد اين گونه نشست ها و مباحثه ها استمرار يابد و به توليد آثار فاخر منجر شود.

    اخبار