نقش رسانه ملي در تبيين الگوهاي آموزش بومي مانند سند تحول ممتاز است
  • در نشست بررسي زيرساخت‌هاي فكري نفي استقلال فرهنگي عنوان شد:
    نقش رسانه ملي در تبيين الگوهاي آموزش بومي مانند سند تحول ممتاز است
    به گزارش روابط عمومي اداره كل پژوهش هاي اسلامي رسانه، نشست «بررسي زيرساخت‌هاي فكري نفي استقلال فرهنگي» با تأكيد بر رويكردهاي و ظرفيت‌هاي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش با حضور دكتر محمدصادق كوشكي عضو هيأت علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و حجت الاسلام دكتر علي لطيفي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت، در اداره كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه برگزار شد.
    دكتر محمدصادق كوشكي عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، در ابتداي اين نشست با بيان اين كه اگر هويت مردم يك جامعه بخواهد با مرز تعريف شود فاصله انسان‌هاي داخل با افراد بيرون يك خط سياسي خواهد بود، گفت: ما از انساني صحبت مي‌كنيم كه به جغرافيا وابسته نيست بلكه هويت انساني به فرهنگ و زبان و قوميت و مذهبش بستگي دارد و اين جاست كه استقلال فرهنگي اهميت پيدا مي‌كند.
    وي افزود: ممكن است مردم برخي كشورها استقلال را براي خود امتياز ندانند و بگويند ما نمي‌خواهيم از ديگران متمايز باشيم كه در اين جامعه استقلال فرهنگي ضد ارزش است ولي اگر ملتي باشد كه بگويد من خودم تمدن دارم و اعتقادات و باورهايي دارم كه آن را برتر از آن چيزي كه در دنيا رايج است مي دانم استقلال فرهنگي يك اصل و خط قرمز مي‌شود.
    كوشكي افزود: در انقلاب اسلامي به اين خاطر كه اصل موضوع هويت اعتقادي و فرهنگي است استقلال فرهنگي مي‌شود همان خط قرمزي كه بقيه انواع استقلال از جمله استقلال سياسي و اقتصادي و نظامي در ذيل آن است.
    وي تصريح كرد: اولين كسي كه از تهاجم فرهنگي صحبت كرد رييس جمهور فرانسه در سال 1988 بود كه گفت فرهنگ آمريكايي فرهنگ اصيل ما را از بين مي‌برد و ما بايد با فرهنگ بومي و يارانه دادن به فرهنگ بومي هويت خود را حفظ كنيم و اين در حالي است كه بين فرهنگ فرانسوي و آمريكايي اختلافات روبنايي است و اختلافات بنيادين ندارند.
    استاد حقوق دانشگاه تهران افزود: بسياري از كشورهاي دنيا كه قدرت‌هاي برتر آنها را جهان سوم مي‌نامند براي خود افتخار مي‌دانند كه خود را بتوانند به لايه‌هاي سهل الوصول فرهنگ غالب نزديك كنند و اين اتفاق در تركيه و حتي در حكومت پهلوي هم افتاد زيرا هويت را به اين معنا قبول ندارند و مي گويند اگر ما بتوانيم بيشترين شباهت را به غرب پيدا كنيم آنروز متمدن‌تر شده‌ايم.
    وي اظهار داشت: در بيشتر كشورهاي جهان سوم اين اعتقاد را ندارند كه مي‌توانند فكر و فرهنگ بومي داشته باشند ولي وقتي مردم دين را مبنا مي‌دانند و برنامه زندگي مي‌دانند ناگزيريم كه شيوه زيست كه فرهنگ است متفاوت از فرهنگ بيگانه و غربي باشد.
    در ادامه حجت الاسلام دكتر لطيفي در پاسخ به اين سؤال كه آيا استقلال فرهنگي امتياز است و آيا مي‌شود در كنار استقلال فرهنگي از محصول فكر بشر هم استفاده كرد يا خير، خاطرنشان كرد: يكي از مشكلات ما در بحث استقلال فرهنگي در فهم مسأله است؛ اين كه استقلال فرهنگي را در مقابل استفاده از فهم بشري بدانيم مفهوم قابل قبولي نيست.
    دكتراي فلسفه تعليم و تربيت اظهار داشت: در حوزه علوم انساني اين كه ما گمان كنيم كه در غرب يك دانش خالص فارق از فرهنگ توليد شده است و ما مي‌توانيم در همه جا از اين استفاده كنيم از اساس اشتباه است و اين را نه ما به عنوان كسي كه از نگاه ديني به مسأله نگاه مي‌كند بلكه خود كشورهاي اروپايي هه با يكسان سازي و استاندارد سازي مخالفت مي‌كنند.
    وي افزود: حتي اگر ما نگرش ديني به مسأله نداشته باشيم ولي براي ما مهم باشد كه آنچه هستيم را خودمان بايد توليد كنيم و با مسائل مواجهه علمي داشته باشيم با استقلال فكري و فرهنگي موافق خواهيم بود.
    دكتر لطيفي با بيان اين كه تصويري كه ما از هويت و سرنوشت خود داريم را چه كسي بايد تعيين كند، اظهار داشت: فهم ما از مفاهيم و مسائل حوزه علوم انساني نبايد جغرافيايي باشد بنابراين برنامه توسعه غربي هوايي دارد كه آن با فرهنگ و هويت ما سازگار نيست و ارزش‌هاي خود را مسلط مي‌كند.
    وي خاطرنشان كرد: نسبت به برنامه‌هاي توسعه سازمان ملل و برنامه‌هايي از اين دست قبل از اين كه كشورهاي اسلامي امثال ما موضع بگيريم  در خود غرب جغرافيايي آن كشورهايي كه از جهت هويتي و ارزشي با آن ارزش‌هاي آمريكايي تمايز دارند موض گرفته‌اند.
    دكتراي فلسفه تعليم و تربيت تصريح كرد: واتيكان كه نگرشي كاملاً سكولار نسبت به دين دارد احساس كرده است كه برخي از ارزش‌هاي غير ديني مانند خانواده در اين اسناد ناديده گرفته شده است و موضع گيري داشته است و نسبت به اين جريان يكسان سازي جهاني اعتراض داشته‌اند.
    در ادامه كوشكي در رابطه با موضوع فوق اظهار داشت: اين كه بگوييم كه سند 2030 محصول عقل جهاني‌ات يك مغالطه است زيرا نماينده‌هايي كه از كشورهاي مختلف آسياسي و آفريقاي يو اروپايي و آمريكايي رفته‌اند براي نوشتن اين سند آيا نماينده فرهنگ و هويت همان قوم بوده‌اند يا اين كه انسا هايي بوده‌اند كه تربيت يافته فرهنگ آمريكايي بوده‌اند.
    وي افزود: وقتي به اين نكته توجه مي‌كنيم مي‌بينيم كه واژه جهاني پوششي است براي اينكه تدوين اين سند بر مبناي فرهنگ و تمدن آمريكايي و آنگلوساكسوني مخفي بماند و تمدن غرب به دليل اين كه چند قدرت برتر جهاني با فلسفه و مبناي مشترك سندي را تدوين كرده‌اند مي گويند اين سند جهاني است.
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران با بيان اين كه ما علاوه بر فرهنگ و تمدن اسلامي بازتاب فرهنگ و تمدن كنفسيوس، بوديسم و آمريكاي لاتين را هم در اين اسناد بين المللي نمي‌بينيم، گفت: اولين كساني كه اين مسأله را مطرح كردند خود همان كساني بودند كه درجغرافياي غرب زندگي مي‌كردند و برخي گفته‌اند كه اين ارزش‌ها حتي غربي هم نيست بلكه ارزش‌هاي آمريكايي است و استانداردهاي آمريكايي را به جهان تعميم مي‌دهند.
    وي ابراز داشت: دومين نكته اين است كه اگر ما ديندار هم نباشيم در حوزه علوم حسي مانند پزشكي حتي داروها براي مردم هر منطقه با هر سبك زندگي تأثير متفاوتي با ساير ملت‌ها دارد؛ بنابراين در حوزه علوم انساني اگر ما بخواهيم روش‌هاي دقيقي براي تربيت فرزندان خود داشته باشيم ناگزيريم كه روش‌هايي را به دست بياوريم كه اين روش‌ها بومي باشد و اين درست نيست كه همان نسخه‌اي را كه براي آدمي كه در غرب است براي انسان بلوچ و ترك و لر و فارسي كه در ايران زندگي مي‌كند بدهيم.
    كوشكي با بيان اين كه مشكل اسناد بين المللي مانند سند 2030 با تحفظ دادن حل نمي‌شود، گفت: اگر ما تحفظ هم بدهيم نگاهي كه اين سند بر اساس آن نوشته شده است بايد ديد مبناي فلسفي و انسان شناسي آن چه بوده است؛ به بيان ساده كسي كه انسان را حاصل يك تصادف ملكولي مي‌داند و به عالم معنا اعتقادي ندارد چگونه مي‌تواند براي كسي كه انسان را مخلوق خدا مي‌داند برنامه بنويسد.
    كوشكي در پاسخ به اين سؤال با بيان اين كه كساني كه تحصيل كردگان غرب هستند حتي تمدن داشتن ما را نفي مي‌كنند، گفت: در ابتداي ورود تمدن غربي به ايران متوني را نوشته‌اند كه ما بايد به فقر حاضر و گذشته خود در برابر تمدن يونان و تمدن غربي اقرار كنيم.
    وي افزود: وقتي اين نگاه در ميان تحصيل كردگان ما وجود دارد كه خود را در برابر تمدن غرب هيچ مي‌داند و اين كه دين بتواند تمدن سازي كند را قبول ندارند؛ با خود مي‌گويد غرب يك نمونه‌اي است كه به نتيجه رسيده است و ما نبايد از اول دستآوردهاي امروز را كنار بگذاريم و براي خود تمدن سازي كنيم.
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: اين افراد مي گويند قرآن براي رابطه انسان با خدا است و به جامعه و تمدن كاري ندارد و برخي هم مي گويند كه قرآن اصلاً وحي نيست و اگر قرار است جامعه ما بپذيرد كه قرآن برنامه زندگي ما باشد بايد اول به او بقبولانيم كه دين اين كاره است و اسلام مي‌تواند و اين كار را انجام داده است و انسان‌هاي قوي و كار آمد را با تكيه بر نظام آموزشي قوي كه داشته ساخته است.
    وي اظهار داشت: خروجي نظام آمورزشي كه ما داشته‌ايم و از قرن سوم هجري در ايران به تدريج شكل گرفته است و تا قرن 11 ادامه داشته است كساني بوده‌اند كه ما به آنها افتخار مي‌كنيم مانند ابن سينا و رازي و بيروني و دهها برابر اين اين انشمندان داريم كه اسمشان را بلد نيستيم؛ در نظام آموزشي كهن ما ملّا كسي است كه تربيت آموخته شده است.
    كوشكي افزود: ما 800 سال تمدني ساخته‌ايم كه از تمام علوم پزشكي، شيمي، فيزيك، نجوم، رياضيات، فلسفه، كلام، ادبيات و ساير علوم خروجي داشته است ولي امروزه با نظام آموزش و پرورشي كه از اروپا كپي كرده‌ايم بچه‌هاي مدرسه گريزي تربيت كرده‌ايم كه مدرسه را دوست ندارند در حالي كه همين نظام در غرب خروجي‌هاي زيادي داده است ولي در ايران به دليل عدم سازگاري خروجي نداشته است.
    حجت الاسلام دكتر لطيفي اظهار داشت: ذهنيت برخي از دلسوزان و كارشناسان ذهنيت آسيب ديده‌اي نسبت به وضعيت مطلوب است و تصورشان اين است كه وضعيت مطلوب ما وضعيت شبيه آن چيزي است كه ديگر كشورهاي غربي سالهاي پيش به آن رسيده‌اند.
    دكتر لطيفي در پاسخ به اين سؤال خاطرنشان كرد: اگر سند تحول در اجرا با مشكلاتي روبرو شد به خاطر اين است كه ايجاد تحول در نهاد سنگيني مانند آموزش و پرورش نيازمند نقش آفريني فعال نهادهاي خارج از آموزش و پرورش است و يكي از مشكلات اين است كه درخود چارچوب سند تحول بنيادين حمايت‌هاي جدي دولت ديده نشده است و نهادهاي حاكميتي از اين سند حمايت نكردند ولي ما اين نكته را در سند 2030 مي‌بينيم كه همه نهادها را به ميدان مي‌آورد.
    چرا سند تحول اجرايي نشد
    وي افزود: برخي تصور مي‌كنند كه وزارت آموزش و پرورش مجري سند تحول بنيادين است؛ در حالي كه آموزش و پرورش به تنهايي نمي‌تواند كاري كند و بايد بسترهاي روحي و رواني مهيا شود و بودجه‌اي جدا از بودج جاري داشته باشد و ما فارق از دولت يازدهم در فضاي كلي مسؤولان كشور اين را هضم  نكرديم كه براي تحول در آموزش و پرورش همه نهادها را بايد به كار بكشيم.
    دكتر لطيفي دليل دوم عدم موفقيت سند تحول بنيادين را فهم‌هاي چند كاره و نبود نظام اولويت‌ها در اين سند عنوان كر و گفت: در سند تحول خيلي حرف‌هاي خوبي آمده است ولي اين كه نقطه آغاز كجا است و با چه اولويت‌هاي بايد انجام شود ذكر نشده است و همين باعش شد كه آن طور كه بايد پيش نرود.
    وي اظهار داشت: اين كه ما نظام آموزشي را 6 ، 3، 3 كرديم داراي وزن نازلي بود و نظام انتخاب اولويت‌ها نظام خوبي نيست و عمده اولويت‌ها اولويت‌هاي جاري بود و عذر مديران هم اين بود كه ما از نظر بودجه‌اي دستمان بسته اسست.
    دانش آموخته حوزه علميه قم تصريح كرد: اسناد بايد به گونه‌اي باشد كه در خود سند مشخص شود كه اولويت‌ها چگونه بايد باشد و ما بايد اين را از سندهاي بين المللي ياد بگيرم؛ مثلاً در سند 2030 اولويت را به برابري جنسيتي داده است و تأكيد كرده است كه اگر برابري جنسيتي اعمال نشود انگار هيچ كاري انجان نشده است.
    دانش آموخته دكتري فلسفه تعليم و تربيت افزود: نكته سوم هم اين است كه اقناع فكري كه بايد راجع به چارچوب سند تحول در ميان مردم اتفاق مي‌افتاد اتفاق نيفتاد و تا مسؤول فهم درستي از مسأله پيدا نكند نمي‌توان انتظار داشت كه در اين زمينه قدم بردارد؛ در بدن كارشناسي آموزش و پرورش فهم درستي از سند تحول بنيادين ندارند و گمان مي‌كنند كه سند تحول هم به دنبال آرمان توسعه محور است.
    دكتر كوشكي در رابطه با دلايل عدم موفقيت سند تحول بنيادين آموزش و پرورش اظهار داشت: ما اگر فرض كنيم كه سند تحول را ننوشته‌ايم اگر اجماع نظر وجود داشته باشد كه ما بايد سند تحول را خودمان بنويسيم يك پيشرفت است.
    وي افزود: نكته بعد اين است كه يك ذوق و شوق اجرايي براي سند 2030 در مسؤولان وجود داشت و اگر ترمز آن كشيده نمي‌شد اكنون كامل اجرا شده بود ولي اين كه سند تحول اجرا نمي‌شود بر مي‌گردد به اين كه آيا باور براي اجرا وجود دارد يا خير و چون باور و ميل وجود ندارد خيلي‌ها عشق و تمايل براي اجرايش ندارد.
    در ادامه در بخش پرسش و پاسخ كوشكي در پاسخ به اين سؤال كه چرا مكانيزم اجراي سند تحول بنيادين نوشته نشده است و نهادها با هم همسو نيستند، گفت: ما در 39 سال سابقه‌اي كه در جمهوري اسلامي داريم سند تحول بنيادين در نوع خود اولين سندي بود كه نوشته‌ايم در حالي كه سند 2030 را كساني كه تجربه 200 ساله در سند نويسي دارن نوشته‌اند و همه جوانب و حتي ضمانت اجراي حقوقي هم در آن ديده شده است.
    حجت الاسلام دكتر لطيفي در پاسخ به اين سؤال كه چرا براي سند تحول چرا در سند تحول بنيادين هيچ سازوكاري براي ديده‌باني در نظر گرفته نشده است، گفت: در سند تحول مسأله اصلي عدم پيش بيني سازوكار ديده باني نيست بلكه مسأله اصلي اين است كه اين سند براي اجرا مورد توجه قرار نمي‌گيرد و تا كنون وضعيت اجرايي و عملياتي جدي را شاهد نبوديم.
    در ادامه دكتر كوشكي در پاسخ به اين سؤال كه چرا در اسناد داخلي مانند سند تحول بنيادين آموزش‌هاي جنسيتي وجود ندارد در حالي كه ما آسيب‌هاي جدي را در زمينه مسائل جنسي شاهد هستيم، اظهار داشت: اين كه آموزش جنسي  به سبك غربي سبب جلوگيري از آسيب‌هاي جنسي كودكان مي‌شود خود مورد ترديد است.
    وي افزود: امروزه اين سؤال مطرح است كه در نقاطي از دنيا كه آموزش‌هاي جنسي سال‌هاي سال آموزش داده مي‌شود آيا خشونت‌هاي جنسي و تعرض به كودكان كم شده است يا اين كه افزايش داشته است؛ ما مي‌بينيم كه در غرب در اماكني كه مقدس و معنوي هستند يك اسقف و يك كشيش ركورد دارد تعرض و آزار جنسي كودكان است.
    آموزش جنسي راه حل مشكل خشونت جنسي نيست
    دكتر كوشكي ادامه داد: اين كه مسؤول شبكه بي بي سي در سن 70 سالگي به ده‌ها كودك خردسال تعرض جنسي داشته است نشان مي‌دهد آموزش جنسي راه حل مشكل خشونت جنسي نيست و اتفاقاً جوامعي كه خشونت جنسي عليه كودكان كم است جوامعي هستد كه بر مبناي تعاليم معنوي خانواده‌ها شكل گرفته‌اند.
    وي تصريح كرد: اين كه ما بايد سندي را تدوين كنيم كه تكليف آموزش جنسي را مشخص كنددرست است و ما ضعف داشته‌ايم ولي اين كه اين مشكل را بايد با سند 2030 و راهكارهاي آن حل كنيم بايد گفت سند 2030 نشان داده است كه كارآمد نيست.
    دكتر كوشكي در پاسخ به اين سؤال كه  نظام آموزشي ما اگر بخواهد كاري كند آينده را چگونه پيش بيني مي‌كنيد، اظهار داشت: ما اميدواريم كه بتوانيم به اين باور برسيم كه بايد روش تربيت و آموزش كودكان خود را خدمان تدوين كنيم چون خودمان روش مناسب را در دين و فرهنگ خود داريم و اين آموزه‌هاي ديني ما تجربه بشري نيست بلكه وحي است و ما بايد تربيت قرآن محور و ديني را سمان دهيم و بايد كار كنيم كه اين اقناع و اجماع شكل بگيرد.
    بايد اراده جدي براي كمك به وزارت آموزش و پرورش شكل بگيرد
    حجت الاسلام لطيفي اظهار داشت: خوشبختانه در سند تحول ظرفيت بازنگري وجود دارد و ما بايد بدانيم كه همانطور كه تجربه و اراده‌اي در پشت سند 2030 بود بايد چنين اراده‌اي در پشت نظام‌هاي حاكميتي بيايد و اراده جدي براي كمك به وزارت آموزش و پرورش شكل بگيرد.
    وي افزود: نقد ما نسبت به 2030 به معناي قطع ارتباط با خارج نيست بلكه ما نبايد ارتباط منفعل داشته باشيم و بتوانيم حرف خود را بدون لكنت زبان بزنيم و اينكه ارزش‌هاي ما در جامعه جهاني به رسميت شناخته نمي‌شود نبايد سبب شود كه ما از ارزش‌هاي خود دست بكشيم و نبايد به يكسان سازي تن بدهيم.
    در پايان اين نشست دكتر محمدحسين ظريفيان مديركل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه با جمع‌بندي مباحث، با بيان اين كه رسانه بايد در بحث استقلال فرهنگي همت بيشتري را به كار ببرد، افزود: ما چه بخواهيم و چه نخواهيم با دو نگرش متفاوت در حوزه تمدني مواجهه داريم و به شكل‌هاي مختلف در يكصد و يازده سال پس از مشروطيت در كشور ما مواجهه با تقابل‌هاي اساسي بين گفتمان استقلال خواهي و آزادي خواهي داريم كه امروزه هم استمرار دارد و از جهان‌بيني‌هاي مختلف نشأت مي‌گيرد.
    مديركل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه با بيان اين كه با مشاهده تقابل‌هاي گفتماني به عمق نياز به اسلامي سازي علوم انساني بيشتر پي مي‌بريم، خاطرنشان كرد: اگر ما امروز سند 2030 را نقد كنيم و سند تحول را به عنوان يك اصل جا بيندازيم تا زماني كه دانش‌آموز ما در حساس‌ترين سنين خود وارد آموزش عالي مي‌شود و با تقابل علوم انساني با معارف الهي روبرو مي‌شود نمي‌شود انتظار استقلال فرهنگي و فكري از او داشت.
    وي تصريح كرد: مباني علوم انساني اسلامي حتي در دانشگاه فرهنگيان ما هم نتوانسته است رسوخ پيدا كند و نهادينه شود تا بتواند در بلوغ فكري كساني كه مي‌خواهند سند تحول بنيادين آموزش‌وپرورش را اجرايي سازي كنند اثر بگذارد.
    ظريفيان با بيان اين كه برخي مشكلات اساسي است و مشكلات روبنايي ما را از آن‌ها غافل كرده است، گفت: بايد ديد سهم مباني ديني و الهي در تربيت انسان در نظام آموزش عمومي ما چگونه ديده شده است كه نظام تعليم و تربيتي ما نتوانسته هدف از زندگي را با نگاه اسلامي نهادينه كند.
    دكتر ظريفيان با بيان اين كه نقش رسانه آگاهي و روشنگري در جامعه است، خاطرنشان كرد: ما بايد آتش به اختيار را بهتر فهم مي‌كرديم و رسانه بايد بهتر عمل كند؛ بايد با برنامه‌هاي گفت‌وگومحور اين‌چنيني كه برنامه‌هاي تبييني است و همچنين در ديگر قالب‌هاي رسانه‌اي مانند ساخت مستند و توليد فيلم و سريال در انتقال پيام حقيقي انقلاب اسلامي موفق عمل كنيم.

    اخبار